تبليغاتX
آخرین نگاه تو؟

آخرین نگاه تو؟

 

تقدیم به همه عاشقان

میلاد...آخرین نگاه تو

اولین غم من آخرین نگاه تو بود

سخن آخر .....میلاد

واقعا دوستی یعنی چه...؟

شاید تو که یک روز بذر کاشتی و یک روز شکوفه ها را می بوسیدی و یک روز هم میوه هایش را چیدی و دست آخر در بهار خزان دیده خزان را هدیه دادی بدانی .... دوستی یعنی چه؟

مگر چه بود این کلمه که با شوق سنگش را بر سر کوبیدم.....

من گمان می کردم

دوستی هم چون سروی سر سبز است

چار فصلش همه اراستگی ست

من چه می دانستم هیبت باد زمستانی هست

من چه می دانستم

سبزه می پژ مرد از بی ابی

سبزه یخ می زند از سردی دی

من چه می دانستم دل هر کس دل نیست

قلب ها از سنگ و اهن اند

از دلم رست گیاهی سر سبز

سر در اورد و درختی شد نیرو بگرفت

این گیاه سر سبز

این بر اورد

در خت اندوه ست

اصل مهر تو بود

 

پاسخی سخت و درشت و مرا غصه این هرگز کشت ...!

 

باور کنيد

باور کنيد ، نيروي آدمي ، بي کران است.

باور کنيد ،هيچ کاري از اراده آدمي خارج نيست

باور کنيد ،که از عشق آفريده شده ايد ، پس عشق را بيافرينيد.

باور کنيد ،خورشيد به خاطر شما ، طلوع مي کند.

باور کنيد ،خدا هيچگاه از بندگانش نااميد نمي شود ولي بندگان او چرا!

باور کنيد ، لايق بودن هستيد.

باور کنيد ، که اکنون مهم ترين لحظه است.

باور کنيد ، که روح شما قدرت صعود به ماوراء را دارد.

باور کنيد ، که شما هم مي توانيد
و تمام باورهاي خود را از ته دل باور کنيد تا زندگي ، شما را باور کند!

خدا روز بدون رنج، بدون خنده، بدون اندوه، وآفتاب بدون باران وعده نداده است. اما او توان پايداري در آن روزها ، و وعده تسليپس از اشک و چراغ راه را داده است.

روزنه هاي اميد رادردل تاريکمان روشن کن.

 

 

قربان همه شما میلاد نظر بدید

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 19:57 توسط میلاد..... |


من به دوستام می سپارم که نظراتون برام بخونن پس برام نظر بدین .

 

 

همیشه عاشق کسی بشو که دل بزرگی داشته باشه که اگه خواستی خودتو تو دلش جابدی مجبور نشی خودتو کوچیک کنی ....

                                                       

این مثنوی حدیث پریشانی من استღ

بشنو که سوگنامه ویرانی من است

امشب نه اینکه نشام غریبانه گرفته امღ

 بلکه به یمن آمدنت جان گرفته ام

گفتم مرو که تیره می شود زندگانی امღ

 با رفتنت به خاک سیه ممی نشانی ام

گفتی زمانه مجال رسیدن نمی دهد

ღ بر چشم باز فرصت دیدن نمی دهد

وقتی نقاب محور یک رنگ بودن است ღ

 معیار مهر ورزیمان سنگ بودن است

دیگر چه جای عشق بازی ست ღ

 اصلا کدام احمق از این عشق راضی ست

این عشق نیست فاجعه قرن آهن است 

ღ من بودنی که عاقبتش نیست بودن است

حالا بهحرف های غریبت رسیده ام

ღ فهمیده ام کهخوب تو را بد شنیده ام

حق با تو بود از غم غربت شکسته ام ღ

بگذار صادقانه بگویم چه خسته ام .......

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 19:50 توسط میلاد..... |


 

 

با هم  

 

دلم به بودنت خوشه دلم به ديدنت خوشه


                                     گلی ولي نه مال من دلم به چيدنت خوشه

 

خدایا عشق را به من عطا کن

می خوامت

 ---------------------------------------------------

 من و تو

 من که مي دانم شبي عمرم به پايان ميرسد
نوبت خاموشيه من سهل و آسان مي رسد
من که مي دانم که تا سرگرم بزم و مستي ام
مرگ ويرانگر چه بي رحم و شتابان مي رسد


پس چرا عاشق نباشم؟؟؟

 

 عاشق

---------------------------------------------------

 


دوس دارم از شما بگم ببخشيدا جسارته
اگه بگم شما گليد که مايه ي خجالته
راحت بگم اون دلي که خودش يه روز يه خونه بود
چشمش به دنبال شماست منتظر مرمته
تو آرزوي کشف اين يه راز زيبا مي مونم
چرا هميشه بعد عشق دلا اسير عادته ؟
شما با من موافق ايد؟ عاشق اگه عاشق باشه
خوب مي دونه که عاشقي قشنگترين اسارته
يه چيزي قلب عاشقو بدجوري آتيش مي زنه
معلومه بودن با کسي که تفريحش خيانته
خونه ي ما تا خونتون اينقدرها دور نيس وليکن
مشکل درد ما دوتا نداشتن سعادته
يه شب نمي دونم چي شد رد شديد از تو خوابه من
از اون به بعد همش مي گم خوابم يه جور عبادته

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 19:28 توسط میلاد..... |


 

ای سلطان سرزمین پهناور دل کوچکم !

تورا در کوچکترین ذرات آرزوهایم ،
تورا در اعماق سیاهی وجودم ،
در کم ارزشترین نفسهای بریده بریده ام ،
در کوتاهترین لحظه های بیاد تو بودنم ،
در دوردست ترین نقاط ناشناخته شادی هایم ،
در کشدارترین شب تنها به تنهائی فرورفتنم ،
در قوس و قزح نادیده دل مطرود و غمگینم ،
در شناورترین بلم بی سرنشین آرامشم ،
در بلندترین قله فریاد احتیاجم ،
در بیرحم ترین دمهای سرد ناامیدی و بی پناهیم ،
آرزومندم

 

راز عشق

راز عشق در اين است كه بيشتر با نگاه حرف بزني

 

زيرا چشم ها پنجره هاي روح هستند

 

اگر هنگام صحبت كردن از نگاه استفاده كني

 

مثل آن است كه

 

پنجره ها را با پرده هاي زيبايي بيارايي

 

و به خانه گرما و جذابيت بخشي

 

 

دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني.

دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني.

دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني.

دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني.

دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني.

 

دوستت دارم چون به يک نگاه،عشق مني

 

 

تغيير دنيا

بر سر گور كشيشي در كليساي وست مينستر نوشته شده است: كودك كه بودم

ميخواستم دنيا را تغيير دهمبزرگتر كه شدم متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است من

بايد انگلستان را تغيير دهم.بعدها انگلستان را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم

را تغيير دهم.در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول كنم.اينك كه در

آستانه مرگ هستم ميفهمم كه اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم،شايد ميتوانستم

دنيا را هم تغيير دهم

 

+ نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386 22:36 توسط میلاد..... |


 

 

مرا مي شناسي غريبه؟ مرا مي شناسي؟

 

منم شب نشين شبانه، مرا مي شناسي؟

 

منم سينه سوز زمانه،مرا مي شناسي؟ مرا مي شناسي غريبه؟

 

منم عاشق و مرغ تنها،مرا مي شناسي؟

 

منم راهب ديرغم ها،مرا مي شناسي؟

 

من از راويان سكوتم،مرا مي شناسي؟

 

من از سرزمين كبودم مرا مي شناسي؟

 

مرا مي شناسي غريبه؟ مرا مي شناسي ؟

 

مرا از سيه روزيم مي شناسي؟

 

مرا از غم؟ مي شناسي؟

 

توگر غم شناسي مرا مي شناسي!

 

اگر بي لباسش مرا مي شناسي

 

اگر؟ ناشناسي مرا مي شناسي

 

اگر خانه ي غصه را در دل خود بسازي،مرا مي شناسي

 

اگر گنج زندان نوازي مرا مي شناسي

 

اگر شام را به صبح سازي مرا مي شناسي

 

اگر بر سيه روزي خود بنازي،مرا مي شناسي

 

مرا مي شناسي،مرا مي شناسي غريبه،مرا مي شناسي...

 

+ نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386 22:28 توسط میلاد..... |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

سلام ...من میلاد امیدوارم حال همه خوب باشه....

سلام به همه مردم ایران...

مخصوصا مردم با حال یزد...قربون همه شما

امیدوارم از این وبلاگ لذت ببرید

از اين روزاي بي نشون..

از اين همه دربه دري..

از گردش چرخ زمون...

دلم گرفت از آدما..

از آدماي مهربون..

از اين مترسكاي پست...

از هم دلاي هم زبون..

تو هم كه بي صدا شدي..

آهاي خداي آسمون....

آهاي خداي عاشقا..



صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

بهمن 1386




پیوندها

آموزش آسان
قالب قالب قالب
سلیمانی(مهدی))
ساحل تنهائی(فرشاد)
عشق آتشین(شهروز)
عشقش آراژنتین(الهام)
آدمک(شیوا)
تنهائی یه دل شکسته(اسی)
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin